مصطفی دلاوری
گل سنگ یک موجود تشکیل شده از قارچ و جلبک است. جلبکها برای تولید غذا از نور آفتاب استفاده می کنند و بعضی از این غذاها توسط قارچها استفاده می شود .گل سنگ باسرعت خیلی کم رشد می کنند اما می تواند در زیستگاه های نامناسب مثل کویر و نواحی قطب جنوب زنده بمانند. بسیاری از گونه های این گیاه روی سنگها می رویند و مواد معدنی آنها را جذب می کنند .در نتیجهی فعل و انفعال گل سنگ سنگها می شکنند و به خاک تبدیل می شوند.
با توجه به ساختمان گل سنگ می بینید که جلبکها در بین قارچها محبوس شده اند تا گل سنگ را بوجود آورند .
بعضی از گل سنگها در طول سال فقط 1 میلی متر ( یک چهلم اینچ )رشد می کنند این گیاه می تواند تا 4000 سال عمر کند .
گل سنگها به سرعت توسط هوای آلوده از بین می روند بسیار از گل سنگها دارای رنگ روشنی هستند .این گلها قرنهاست که به عنوان رنگ مو و منبع رنگ کننده ها استفاده می شوند.
باغ سنگی نام نوعی سنگ آهکی است که محل زیست تعداد زیادی از گلسنگهای روکش کننده می باشد که به وسیله رشته های ریشه ای شکل به هم پیوسته اند.
در حدود 200000 گونه گل سنگ وجود دارد این گیاه در سراسرجهان به چشم می خورد و می تواند در دمای منفی 60 درجه سانتیگراد (منفی 76 درجه فارنهایت)زنده بماند بسیاری از گلسنگها در نزدیکی ساحل زندگی می کنند اما فقط یک گونه از این گیاه دردریا زندگی می کند.
پیکر گلسنگها
پیکر گلسنگها از چند لایه تشکیل شده است :یک لایه نازک سخت فوقانی از ریسه های قارچ,لایه جلبکی که بیشتر از سلولهای جلبک و یا سیانو باکتر ساخته می شودو پایین ترین و ضخیم ترین لایه ,از ریسه های قارچی که به طور سستی مجتمع شده اند ساخته شده است.این لایه ممکن است0.5mmضخامت داشته باشدو در انباشتن اب و حفظ رطوبت نقشی اساسی ایفا کند.
گلسنگها,واقعا اشکال تخصیص یافته ای از زندگی انگلی هستند زیرا در این رابطه ممکن است جلبک اصلا سودی نبرد زیرا قارچ بسیار سریعتر رشد می کند.شواهد مفصلی وجود دارد که قارچها با متابولیسم دیواره جلبک و یا سیانو باکتر ها مقابله می کنند به طوریکه قندها ترشح شده اما پلیمریزه شدن قندها متوقف می شود.
گلسنگها بسیار بادوام هستند احتمالا به این دلیل که می توانند به سرعت خشک شوند و به یک حالت مقاوم و یا دوره کمون وارد شوند.اما با کمی رطوبت مانند شبنم صبحگاهی ,گلسنگها سریعا ابدار شده و فتو سنتز و رشد از سر گرفته می شود.بسیاری از نظر متابولیکی فقط یک ساعت و یا کمتر در روز فعال هستند اما همین زمان کوتاه هم کافیست .اما بیشتر این گروه بر روی سنگهای برهنه در بیابانها و در قطب جنوب رشد می کنند بنابر این انها باید در جذب مواد غذایی بسیار فعال باشند به طوری که گاهی مواد الوده کننده سمی را فورا جذب کرده و می میرند.
اگر چه یک گلسنگ حاصل ارتباط دو موجود زنده است اما کاملا شبیه یک فرد عمل می کنند .تولید مثل انها از طریق قطعه قطعه شدن و یا بوسیله تولید سوریدی است.سوریدی رشته های نازکی هستند که توده سبکی را ایجاد می کنند تابه راحتی توسط اب ,باد و یا جانوران کوچک پراکنده شوند.این روش در حیطه تولید مثلی غیر جنسی صورت می گیرد در صورتی که در تولید مثل جنسی گلسنگها شبیه قارچهای اسکومیست عمل کرده و تولید اسکوکارپ می کنند.
شکل ظاهری گلسنگ ها
1. گلسنگهای پوسته ای:بیشتر روی درختان در مناطق گرمسیری به صورت فرو رفته قرار دارند.
2. گلسنگهای برگی:شکلی شبیه برگ دارند که حاشیه انها دندانه دار است. گلسنگ برگی در واقع برگ ندارد بلکه به جای آن آویزهایی دارد که به منظور جذب هرچه بیشتر نور آفتاب به سمت خارج کشیده شده است.
3. گلسنگهای بوته ای:به صورت یک بوته در روی زمین از محل اتصال اویخته شده است
گل سنگ دریایی نارنجی:
این گلسنگ رنگی در یک زیستگاه نامناسب زیست می کنداین گیاه روی سنگها نمکی بالاتر از خط ساحل زندگی می کند در آنجا گیاهان زیادی قادر به زندگی نیستند وجود گلسنگها گاهی خط نارنجی زیبایی درست در بالای خط ساحل در روی سنگها ایجاد می کند شکل فنجانی روی سطح آن هاگدانی است که هاگ های میکروسکوپی قارچ را تشکیل می دهد این گیاه نیز مثل گلسنگهای دیگر با سرعت خیلی کمی رشد می کند.
مصطفی دلاوری
مقدمه
رنگ سبز گیاهان ، رنگ برخی از جلبکها و باکتریها (قهوهای ، قرمز و بنفش) به نوع واکنشهای فتوسنتزی آنها وابسته است. رنگدانههای مسئول این رنگها در این موجودات عامل اصلی جذب انرژی نور خورشیدند. مهمترین این رنگدانهها در فتوسنتز سبزینه (کلرفیل) موجود در گیاهان سبز است. کلروفیل در واقع پورفیرینهای منیزیم است که ساختارشان با پورفیرینهای آهندار تفاوت دارد. این ساختار شامل دو بخش است: یک بخش سر که همان پورفیرین منیزیمدار است و یک بخش دم که از زنجیره هیدروکربنی آبگریز ساخته شده است. این زنجیره فیتول نیز نامیده میشود.
در گیاهان ، انواع مختلف کلروفیل وجود دارد که بر حسب ساختارشان به نام کلروفیلهای a ، b ، c و غیره نامگذاری شدهاند. در گیاهان عالی معمولا دو نوع کلروفیل a و b وجود دارد که ساختار مشابهی دارند و تفاوتشان در گروه R آنهاست. اگر R یک گروه متیل (CH3) باشد، کلروفیل از نوع a و اگر عامل فرمیل (CHO) باشد کلروفیل از نوع b است هر دو کلروفیل a و b نور مرئی را در طول موج مشخصی بین 700 - 400 نانومتر جذب میکنند.
انواع کلروفیل در گیاهان
تمام گیاهان فتوسنتز کننده دارای کلروفیل a هستند ولی وجود کلروفیلهای کمکی (فرعی) مثل b ، c و d بستگی به نوع گیاه دارد. مثلا در گیاهان عالی معمولا کلروفیل b دیده میشود. در حالی که در جلبکهای سبز- آبی و قهوهای و سرخ این کلروفیل وجود ندارد. رنگیزههای کلروفیل موجود در باکتریهای فتوسنتز کننده را باکتریو کلروفیل مینامند و دو نوع a و b از آن یافت میشود.
نسبت انواع کلروفیلها در گیاهان
در بیشتر گیاهان نسبت کلروفیل a به کلروفیل b بر حسب شدت نور که بر گیاه میتابد تغییر میکند. مثلا میانگین این نسبت در گیاهان آلپی (گیاهان گروههای آلپ) که در معرض نور شدید هستند حدود 5/5 است در صورتی که در گیاهان سایه پسند و گریزان از نور این نسبت 3/2 است.
طیف جذبی کلروفیلها
اگر نور تک رنگی به طول موجهای مختلف حاصل از منشوری را روی برگ سبزی بتابانیم و شدت فتوسنتز را در طول موجهای مختلف اندازه بگیریم، معلوم میشود که تاثیر نور آبی (با طول موجی نزدیک به 420 نانومتر) و نور سرخ (با طول موجی نزدیک به 680 - 670 نانومتر) به حد بیشینه بوده و تاثیر نور سبز با ( طول موجی حدود 600 - 500 نانومتر) به حد کمینه است. این طیف کنشی در رابطه با طول موج در مورد کلروفیل که رنگیزه عمده کلروپلاست در گیاهان است ظاهرا با خواص جذبی یا ، به عبارت بهتر طیف جذبی نور ارتباط دارد زیرا کلروفیل وقتی از برگ استخراج میشود دقیقا همان طول موجهایی را که به بیشترین وجه در فتوسنتز موثرند به مقدار زیاد جذب میکند. از مقایسه طیف جذبی رنگیزههای کلروفیل با طیف کنشی آن معلوم میشود که کلروفیلهای a و b و کارتنوئیدها در جذب نور برای فتوسنتز دخالت دارند. بعضی از این رنگیزهها تنها نقش گیرنده انرژی نوری را ایفا میکنند و بطور غیر مستقیم با انتقال انرژی خود به رنگیزههای اصلی که مستقیما در تبدیل انرژی نوری به انرژی شیمیایی عمل میکنند نقش کمکی دارند.
طیف کنشی
طیف کنشی عبارتست از دامنه عمل رنگیزه مسئول واکنش نور شیمیایی که با اندازهگیری سرعت واکنش نور شیمیایی و در طول موجهای متفاوت و رسم منحنی آن بدست میآید.
طیف جذبی
طیف جذبی عبارت است از میزان یا دامنه جذب نور با طول موجهای مختلف توسط رنگیزه.
رابطه بین طیف جذبی کلروفیلها با ترکیب شیمیایی آنها
محلول خالص کلروفیل a آبی مایل به سبز و محلول کلروفیل b سبز متمایل به زرد است. طیف جذبی کلروفیل a با b تفاوت دارد و بر حسب نوع پروتئینی که با آنها ترکیب شده است تغییر میکند. طیف جذبی باکتریو کلروفیل نیز دارای دو نقطه بیشینه جذب یکی از ناحیه نور آبی و دیگری در فرو سرخ است که اوج جذبی اخیر بر حسب نوع پروتئینی که به آن متصل است بین 800 تا 890 نانومتر تغییر میکند.
ساختار شیمیایی کلروفیل
ساختار شیمیایی کلروفیل به این ترتیب است که در مرکز مولکول کلروفیل یک اتم منیزیم قرار دارد که به چهار شبکه کربنی موسوم به چهار حلقه پیرولی متصل است و قسمت حلقوی (پورفیرین) مولکول یا سر آن را تشکیل میدهد. در محل کربن شماره 7 این هسته پورفیرینی یک زنجیره بلند کربنی به نام زنجیر فیتولی اتصال دارد که قسمت دم مولکول را میسازد هسته چهار پیرولی یا سر مولکول کلروفیل قطب آب دوست و زنجیر فیتولی یا دم کلروفیل قطب آب گریز (یا چربی دوست) آن را تشکیل میدهد و به همین جهت کلروفیل و مولکولهای نظیر آن را ترکیبات دوپسند مینامند.
تفات ساختاری کلروفیل a با کلروفیل b
تفاوت ساختاری کلروفیل a با کلروفیل b در سومین کربن آنهاست. در کلروفیل a یک گروه متیل (CH3) به کربن شماره 3 متصل است در حالی که در کلروفیل b یک گروه آلدئیدی (O=HC) به این کربن چسبیده است.
جایگاه کلروفیلها
کلروفیلها و کارتنوئیدها تقریبا همیشه در قسمت تیغهای (لاملی) کلروپلاست وجود دارند. زیرا تیغهها که نیمی از آنها پروتئین و نیمی دیگر لیپید است محل مناسبی جهت اتصال مولکولهای دوپسند کلروفیل است. دم چربی دوست کلروفیل جذب بخش لیپیدی شده و سر آبدوست آن با بخش پروتئینی تیغهها پیوندهای ضعیف تشکیل میدهد و همین امر موجب میشود که مولکولهای کلروفیل با نظمی خاص در داخل لاملها به ردیف درآیند.
پلاست
مقدمه
پلاستها از اندامکهای دو غشایی موجود در یاختههای گیاهی و نیز عده ای از آغازیان مثل جلبکها هستند. معمولا مدور ، تخممرغی و دیسک مانند هستند و در سنتز و ذخیره مشارکت دارند. این اندامکها نه تنها در تجمع و اندوختن مواد مختلف ذخیرهای و رنگیزهها نقش دارند بلکه نوعی از آنها یعنی کلروپلاستها با انجام فتوسنتز و تولید مواد آلی دارای انرژی نهفتهاند و در بقای مصرف کنندگان نقش اساسی دارند.
پلاستها اندامکهایی شبیه به کندریوزومها هستند که نقش تولیدی آنها با فراهم آوری ترکیبات مختلفی مانند نشاسته ، رنگیزهها ، پروتئینها و ... روشن شده است. پلاستهای یاختههای بالغ بر حسب ماهیت موادی که در خود جمع میکنند انواع مختلفی دارند که عبارتند از: کلروپلاستها ، کروموپلاستها و لوکوپلاستها. تقسمیم بندی دیگر به صورت زیر است. کلروپلاستها ، آمیلوپلاستها ، کروموپلاستها ، پروتئوپلاستها ، اولئوپلاستها و استرینوپلاستها.
پیش پلاستها
پلاستهای کوچک ، کمرنگ یا بی رنگ هستند که پیش تاز یا پیش رو همه پلاستها هستند که معمولا در مریستم انتهایی ریشه و ساقه وجود دارند. پیش پلاستها بسته به شرایط محیطی و نوع بافتی که در آن قرار دارند به پلاستهای دیگر تبدیل میشوند. مثلا پیش پلاستها (پروپلاستها) وقتی در معرض نور قرار می گیرند (در برگها و سایر اندامهای هوایی) به کلروپلاستها تبدیل میشوند.
کلروپلاستها
کلروپلاستها مکان تولید غذا در سلول است و معمولا دیسک مانند هستند و به قطر 6 - 4 میکرون میباشند. رنگدانه موجود در کلروپلاستها ، کلروفیل و کاروتنوئید است. ولی چون مقدار کلروفیل بیشتر است، به رنگ سبز دیده میشود. رنگ کاروتنوئیدها در پاییز در برگها ، پس از آنکه کلروفیل تخریب شد، مشاهده میگردد. رنگ کاروتنوئیدها همچنین در برگهای پیر دیده میشود. در یک سلول مزوفیل برگ در حدود 50 - 40 کلروپلاست وجود دارد. در هر میلیمتر مربع 500 هزار کلروپلاست دیده میشود
ساختمان کلروپلاست
پوشش کلروپلاست مضاعف است و متشکل از غشای درونی و غشای بیرونی است و ماده زمینهای کلروپلاست شامل نشاسته و اکثر آنزیمهای لازم برای فتوسنتز و سایر مواد به صورت محلول میباشد. استروما (ماده زمینهای کلروپلاست) شامل 50 درصد پروتئینهای کلروپلاست است. در بخشهایی از استروما DNA و RNA و ریبوزومها مشاهده میشوند. دانههای نشاسته کلروپلاستها از ذخایر موقتی گیاه هستند. زمانی که گیاه فعالانه فتوسنتز میکند. نشاسته در کلروپلاستها انباشته میشود.
در شب این نشاستهها تجزیه شده و به آمیلوپلاستها انتقال و در آنجا ذخیره میشود. سیستم غشایی کلروپلاستها از وزیکولهایی مسطح به نام تیلاکوئیدها تشکیل یافته و مجموعه تیلاکوئیدها تشکیل گرانوم را میدهد. هر گرانولوم از 100 تیلاکوئید تشکیل شده که مانند ستونی روی هم قرار گرفتهاند. گرانوم توسط فرت به هم وصل هستند. بنابراین سیستم غشایی درون کلروپلاستها شامل فرت و گرانومها هستند. کلروپلاستها علاوه بر آنکه محل فتوسنتزند در سنتز اسید آمینه و اسید چرب نیز شرکت میکنند.
نحوه تشکیل کلروپلاستها از پیش پلاستها
در غشای درونی پروپلاست وزیکولهایی تشکیل میشود. به عبارت دیگر غشای درونی به درون استروما جوانه زده و این وزیکولها از غشای درونی جدا میشوند. سپس وزیکولها بهم میپیوندند و وزیکولهای مسطحی را بوجود میآورند. در نهایت وزیکولهای مسطح به هم پیوسته و تشکیل گرانا و فرت را میدهند و کلروپلاست بالغ میشود. اگر گیاه در غیاب نور باشد، پروپلاست به اتیوپلاست تبدیل میشود.
وزیکولهای جدا شده از غشای درونی به هم میپیوندند و شبکه نیمه بلوری موسوم به جسم پرولاملار را تشکیل میدهند. به چنین پلاستی اتیوپلاست گویند. گیاهی که این نوع پلاست را دارد، اتیوله شده است ولی اگر در معرض نور قرار گیرد اتیوپلاستها به کلروپلاست تبدیل میشوند. پروپلاستها به انواع دیگری از پلاستها نیز تبدیل میشود. اکثرا کلروپلاستها به کروموپلاستها تبدیل میشوند اما عکس این قضیه نیز اتفاق میافتد.
کروموپلاستها
پلاستهای زرد و نارنجی و قرمز رنگی هستند که به اشکال مختلف دیده میشوند و کلروفیل ندارند. ولی دارای کاروتنوئیدها هستند. کاروتنوئیدها مسئول رنگ زرد و نارنجی و قرمز در گلبرگها ، میوهها و برخی ریشهها است (مثل هویج). در بیشتر موارد کروموپلاستها از کلروپلاستها بوجود میآیند. مثلا در میوهها به هنگام تشکیل ساختار درونی کلروپلاست تغییر میکند و به کروموپلاست تبدیل میشود.
سیستم غشایی به هم میخورد و تیلاکوئیدهای کمی باقی میماند. کاروتنوئید فراوانی ذخیره میشود که این کاروتنوئیدها ممکن است در گلبولهای چربی انباشته شوند یا به صورت بلور یا بصورت دیگر. به ندرت ممکن است کروموپلاستها از پیش پلاستها بوجود آیند. کروموپلاستها شکل منظمی ندارند. وظیفه کروموپلاستها جلب کردن حشرات و پرندگان و پروانهها و... برای انتشار دانههای گرده و.... است.
لوکوپلاستها
پلاستهای بدون رنگدانه هستند که این پلاستها معمولا در اندامهای زیر زمینی که دور از نور هستند، دیده میشوند. ولی در بخشهای هوایی هم دیده میشوند. در سنتز مشارکت ندارند بلکه وظیفه آنها ذخیره است. لوکوموپلاستها شامل آمیلوپلاستها (که نشاسته ذخیره میکنند.) ، پروتئینوپلاستها (که حاوی پروتئین هستند.) و اولئوپلاستها (که حاوی روغن هستند.) میباشد.
در لپههای دانه گیاه هم آمیلوپلاستها هم پروتئینوپلاستها و هم اولئوپلاستها یافت میشوند. در آلبومن دانه گیاه پروتئینوپلاست و اولئوپلاست یافت میشود که پروتئین و روغن موجود در این پلاستها به محصولات ساده (اسیدهای آمینه و اسیدهای چرب) تجزیه شده و به هنگام رویش دانه برای نمو گیاهک بکار میرود
جلبک ها
جلبکها سادهترین موجودات واجد کلروفیل هستند. سه تفاوت عمده بین جلبکها و گیاهان عالی وجود دارد. اولا جلبکها فاقد ریشه ، ساقه و برگ هستند، ثانیا در اطراف اندامها یا ساختارهای زایشی جلبکها یاختههای محافظ وجود ندارد، ثالثا جنین در جلبکها دیده نمیشود. در طبیعت جلبکها در محیطهای گوناگون یافت میشوند. آب محیطی است که بیشترین جلبکها را در خود جای داده است.
در سطح خاکهای مرطوب نیز تعداد بسیار زیادی جلبک یافت میشود. بخشهای هوایی درختان و همچنین سنگها و صخرهها محلهای دیگری هستند که جلبکها میتوانند بر روی آنها رشد کنند. بعضی از جلبکها میتوانند در محیطهای غیر معمولی ، مثل دریاچههای نمک ، چشمههای آب گرم و یخچالهای طبیعی و حتی در درون بدن و بافتهای موجودات زنده زیست کنند..
مشخصات تال در جلبکها
اندازه تال در جلبکها از چند میکرون تا چندین متر میرسد. همچنین تال به اشکال مختلف از قبیل تک یاختهای (متحرک و غیر متحرک) ، کلونی ، ریسهای ، پارانشیمی و سیفونی دیده میشود. ساختار یاختهای جلبکها نیز به دو صورت پروکاریوتی و یوکاریوتی است. ساختار پروکاریوتی مربوط به جلبکهای سبز - آبی و ساختار یوکاریوتی مربوط به بقیه جلبکهاست.
دیواره یاختهای
دیواره یاختهای در جلبکها بسیار حائز اهمیت است. علت آن وجود مواد مختلفی است که بعضی از آنها کاربرد صنعتی ، دارویی و پزشکی دارند. یاختههای زایشی از قبیل گامتها و زئوسپورها فاقد دیواره یاختهای هستند. دیواره یاختهای در جلبکها معمولا از 2 لایه تشکیل شده است لایه بیرونی لایهای است ژلاتینی از مواد پکتینی ساخته شده و در آب گرم حل میشود. لزج بودن جلبکها بدلیل وجود این لایه بیرونی است. لایه درونی از جنس سلولز است که در آب گرم نامحلول است. هر دو این مواد نوعی پلی ساکارید هستند در اکثر موارد ترکیبات دیگر از قبیل پروتئین ، کربنات کلسیم ، آهن ، سیلیس ، کتین و غیره در ساختار دیواره یاختهای جلبکها دیده میشود.
کلروپلاست یا کروماتوفور
یکی از مهمترین اجزای یاختهای در جلبکها کلروپلاست یا کروماتوفور است در داخل کلروپلاست اغلب جلبکهای سبز ، اجسام کروی شکل حاوی نشاسته وجود دارد که آن را پیرنوئید میگویند. پیرنوئید در جلبکهای سبز وجود دارد که ممکن است در داخل یا خارج کلروپلاست قرار گیرد. به علاوه کلروپلاست جلبکهای سبز متحرک حاوی لکه نارنجی رنگی به نام استیگما (لکه چشمی) است که جهت یاخته را به سمت نور متمایل میسازد. در بعضی از جلبکها ممکن است لکه چشمی خارج از کلروپلاست باشد. در داخل کلروپلاست ، رنگیزههایی از انواع کلروفیل ، کاروتنوئید و بیلی پروتئینها وجود دارند که باعث میشوند تا کلروپلاست و در نتیجه یاخته جلبکها به انواع رنگهای مختلف دیده شود.
تولید مثل در جلبکها
تولید مثل در جلبکها به دو روش غیر جنسی و جنسی صورت میگیرد. تولید مثل غیر جنسی یا رویشی توسط یاختههای رویشی معمولی انجام میشود بدون آنکه در دیواره یاخته اصلی تغییری حاصل گردد قطعه قطعه شدن کلونی ، ریسه یا بطور کلی تال ، تقسیم یاختهای به صورت دوتایی و تغییر شکل یاختههای رویشی و تبدیل آنها به یاختههای مقاوم و زایشی از انواع تولید مثل رویشی بشمار میآیند. تولید مثل غیر جنسی ، روش معمولی و طبیعی جلبکهاست که در این حالت هاگهای متحرک به نام زئوسپور و یا غیر متحرک بنام آپلانسپور در کیسههایی به نام هاگدان بوجود میآیند.
تولید مثل جنسی نتیجه آمیزش دو یاخته جنسی نر و ماده به نام گامت است. هنگام آمیزش گامتها ، مراحلی به نام یاخته تخم ایجاد میگردد. گامتها ممکن است از نظر شکل و اندازه با هم برابر باشند که در این صورت آنها را ایزوگامت گویند گاهی یکی از گامتها بزرگتر از دیگری است و آنیزوگامت مینامند. صرف نظر از اندازه گامتها ، اگر یکی از گامتها کوچکتر و متحرک و گامت دیگر بزرگتر و غیر متحرک باشد در این صورت آنها را هتروگامت گویند. در جلبکهای تکامل یافته ، یاختههای زایشی در ساختارهای ویژهای بوجود میآیند ساختاری که یاختههای نر را بوجود میآورد بنام آنتریدیوم وساختاری که یاختههای ماده را تولید میکند اوئوگونیوم نامیده میشود.
چرخه زندگی جلبکها
چرخه زندگی جلبکها از دو قسمت تشکیل شده. مرحله هاپلوئیدی یا گامتوفیتی که طی آن یاختههای نر و ماده بوجود میآیند و پس از ترکیب آنها با یکدیگر یاخته دیپلوئید تخم حاصل میشود. مرحله بعدی با ایجاد یاخته تخم آغاز میگردد که آن را مرحله اسپروفیتی گویند. حال اگر رویش تخم با تقسیم به روش میوز انجام گیرد مجددا مرحله گامتوفیتی یا هاپلوئیدی بوجود میآید در این حالت مرحله اسپورفیتی بسیار کوتاه است. در صورتی که رویش تخم با تقسیم به روش میوز همراه نباشد گیاه دیگری به نام اسپروفیت تولید میشود که تعداد کروموزوم آن دو برابر گیاه اول است و در نتیجه مرحله اسپروفیتی طولانی میگردد.
انواع چرخه زندگی
بر حسب آنکه مرحله گامتوفیتی و یا اسپروفیتی طولانی باشد و یا گیاه گامتوفیت با گیاه اسپروفیت مشابه با یکدیگر باشند و یا نباشند، چرخه زندگی در جلبکها را به چهار گروه هاپلانتیک ، دیپلانتیک ، ایزومورفیک و هترومورفیک تقسیم میکنند.
رده بندی جلبکها
به منظور رده بندی جلبکها ، ویژگیهایی از قبیل ساختار تال ، دیواره یاخته ، تعداد تاژک ، نوع تاژک و محل قرار گرفتن آنها و ... در نظر میگیرند.
سیانوفیتا یا جلبکهای سبز – آبی
پستترین جلبکها به شمار میروند. ساختار یاختهای از نوع پروکاریوتی و بسیار شبیه به باکتریهاست. تال میکروسکوپی داشته و به اشکال تک یاختهای ، کلونی ، ریسهای بدون هتروسیت و ریسهای دارای هتروسیت تقسیم میشوند. یاختههای هتروسیت ممکن است در ابتدای ریسه و یا در بین یاختهها رویشی بوجود آیند. رنگ این یاختهها سبز زیتونی و دارای دیوارهای دو لایهاند. این یاختهها حاوی آنزیم ویژهای هستند که میتوانند نیتروژن موجود در هوا را به صورت نیتروژن آمونیاکی در خود تثبیت کنند. تولید مثل جنسی در جلبکهای سبز – آبی وجود ندارد و تولید مثل به صورت تقسیم دوتایی ، قطعه قطعه شدن و تشکیل هورموگونیوم و اکینیت انجام میشود.
جلبکهای سبز
به رنگ سبز علفی هستند تال آنها بسیار متنوع است و به اشکال تک یاختهای متحرک ، تک یاختهای غیر متحرک ، کلونی متحرک ، کلونی غیر متحرک ، ریسهای ساده و منشعب ، پارانشیمی و سیفونی دیده میشوند. انواع تولید مثل رویشی غیر جنسی و جنسی در آنها متداول است. کلامیدوموناس جلبک سبزی است متحرک و دارای 2 تاژک از نوع شلاقی در ناحیه سر. کلامیدوموناس را میتوان منشا جلبکهای سبز بشمار آورد. از تقسیمات یاخته کلامیدوموناس جلبک ریسهای ساده یا اولوتریکس حاصل میشود.
کلادوفورا نیز از جلبکهای واجد تال ریسهای منشعب است. جلبک ادوگونیوم به علت دارا بودن اندامهای جنسی آنتریدیوم و ائوگونیوم از دیگر جلبکهای ریسهای کاملا متمایز است. از دیگر جلبکهای سبز اسپیروژیر است. که شناسایی آن به علت داشتن کلروپلاست مارپیچی به آسانی صورت میگیرد. لیکن دیگر از ویژگیهای جلبکهای سبز وجود کلروپلاست به اشکال مختلف در آنهاست.
اوگلنوفیتا
اوگلنها موجوداتی تک یاختهای و متحرکاند. به علت نداشتن دیواره یاختهای شکل ثابت ندارند. و بعضی موارد بسیار شبیه به پروتوزوآ عمل کرده و سبزینه خود را از دست داده و از مواد آلی استفاده میکنند.
کاروفیتا
خصوصیات ویژهای دارند که آنها را از بقیه جلبکی ، متمایز میسازد. علت آن شکل ظاهری و اندامهای تولید مثلی آنهاست. اولا اندامهای تولید مثلی ساختار پیچیده داشته و ثانیا توسط یاختههای نازا احاطه شدهاند. همچنین چگونگی رویش تخم در آنها متفاوت است.
کریسوفیتا
رنگ این جلبکها اغلب سبز مایل به زرد ، زرد ، طلایی ، زرد مایل به قهوهای است. رنگ آنها به علت وجود رنگیزههای کاروتن و گزانتوفیل به تعداد زیاد در کلروپلاست آنهاست. دیاتومها یا رده باسیلاریوفیته جمعیت بزرگی از جلبکها را تشکیل میدهند. دیاتومها دارای دیواره دو قسمتی و یا دو کفهای سیلیسی هستند دیاتومها به اشکال منظم و مهندسی جزء زیباترین پلانکتونهای گیاهی بشمار میآیند.
جلبکهای قهوهای
تال پر یاخته و ماکروسکوپی است این جلبکها تنها گروهی هستند که تال تک یاختهای و کلونی در آنها وجود ندارد. حتی اشکال ریسهای نیز به تعداد کم در آنها دیده میشود. ساختار درونی تال در جلبکهای قهوهای بسیار تکامل یافته و از لایههای مختلف تشکیل شده. تولید مثل جنسی نیز در این جلبکها روند تکاملی را طی میکند جلبکهای قهوهای چرخه زندگی از نوع ایزومورفیک و تولید مثل به صورت ایزوگامی است.در جلبکهای متوسط چرخه زندگی به صورت هترومورفیک و تولید مثل به روش ائوگامی صورت میگیرد. در جلبکهای قهوهای تکامل یافته ، چرخه زندگی به صورت دیپلانتیک دیده میشود که در آن تنها گیاه اسپروفیت وجود دارد و گیاه گامتوفیت کاملا از بین رفته است.
جلبکهای قرمز
به علت داشتن رنگیزههای فیکوسیانین (سبز مایل به آبی) فیکواریترین (قرمز) به رنگهای بنفش ، سبز زیتونی ، ارغوانی و صورتی و غیره دیده میشوند و به خاطر داشتن این رنگیزهها قادرند از اعماق آب زیست کنند. تال کوچک و ظریف دارند. فرآیند تولید مثل در جلبکهای قرمز پیچیدهتر از جلبکهای قهوهای است. از بعضی جلبکهای قرمز به عنوان منبع غذایی سرشار از پروتئین استفاده میکنند.
دینوفیتا
گروهی از پلانکتونهای گیاهی موجود در آبهای شورند که اکثرا تک یاختهای و متحرکاند. وسیله حرکت آنها دو تاژک است که یکی از آنها در شیاری واقع است که مانند کمربندی در پیرامون یاخته وجود دارد و دیگری از شیار خارج میشود. با آنکه وجود این موجودات در زنجیره غذایی آبزیان بسیار مفید است ولی رشد و تجمع بیش از حد آنها باعث وارد ساختن سمومی در آب میشود.
جلبکها موجودات سادهای هستند که دارای کلروفیل میباشند و از خصوصیات مهم آنها نداشتن ریشه ، ساقه و برگ است. به چنین ساختار سادهای تال میگویند. سه تفاوت عمده بین جلبکها و گیاهان عالی وجود دارد. اولا جلبکها فاقد ریشه ، ساقه و برگ هستند. ثانیا در اطراف اندامها یا ساختارهای زایشی جلبکهای یاختههای محافظ وجود ندارد و ثالثا جنین در جلبکها دیده نمیشود. به منظور رده بندی جلبکها ، ویژگیهایی از قبیل ساختار تال ، شکل کلروپلاست ، انواع مواد ذخیرهای یاخته را در نظر میگیرند و آنها را به هشت شاخه تقسیم میکنند.
ویژگیهای جلبکهای سبز
جلبکهای سبز به رنگ سبز علفی هستند و مانند گیاهان عالی در کلروپلاست خود دارای رنگیزههایی مانند کلروفیل b و a ، گزانتوفیل و کاروتن هستند. همچنین در داخل کلروپلاست اغلب آنها اجسام کروی شکل و از جنس پروتئین به نام پیرنوئید وجود دارد که محل ذخیره غذایی نشاسته است.
بعضی از جلبکهای سبز تک یاختهای و برخی کلونی متحرک هستند و حرکت آنها توسط 2 یا 4 تاژک انجام میگیرد. شکل کلروپلاست در جلبکهای سبز سهم عمدهای در شناسایی جلبکهای مختلف آن دارد. کلروپلاست ممکن است فنجانی شکل ، زین اسبی ، مارپیچ ، ستارهای ، مشبک و بشقابی باشد.
زیستگاه جلبکهای سبز
اغلب جلبکهای سبز آبزی هستند در آبهای شور و شیرین به صورت غوطهور (فیتوپلانکتون) و یا متصل زیست میکنند. جلبکهای سبز ، در خاک نیز جمعیت زیادی را تشکیل میدهند. حتی تعدادی از جلبکهای سبز به عنوان انگل دیگر موجودات شناخته شدهاند که مهمترین آنها سفالئوروس است که انگل گیاهانی از قبیل چای ، قهوه و مرکبات به شمار میرود.
انواع تال در جلبکهای سبز
ساختار و اندازه تال در جلبکهای سبز برخلاف جلبکهای سبز- آبی بسیار متنوع است. تال ممکن است از نوع ابتدایی و تک یاختهای و به اندازه چند میکرون باشد. در بعضی از جلبکهای سبز طول تال حداکثر به یک متر میرسد. همچنین تال تک یاخته ممکن است مانند جلبک کلامیدوموناس متحرک و دارای تاژک و یا مثل جلبک کلرلا تک یاختهای غیر متحرک و فاقد تاژک باشد. انواع دیگر تال در جلبکهای سبز عبارتند از: کلونی متحرک و غیر متحرک ، ریسهای ساده ، ریسهای منشعب و نیز سیفونی و پارانشیمی.
تولید مثل در جلبکهای سبز
برخلاف جلبکهای سبز- آبی که فقط تولید مثل رویش دارند، جلبکهای سبز دارای هر تولید مثل رویشی و جنسی هستند از انواع تولید مثل رویشی ، تقسیم دوتایی یاخته ، قطعه قطعه شدن و تشکیل اکنیت بسیار متداول است. همچنین انواع مختلف تولید مثل جنسی مثل ایزوگامی ، آنیزوگامی و اوئوگامی در جلبکهای سبز دیده میشود.
نمونه هایی از جلبکهای سبز
کلامیدوناموس
جلبک تک یاخته و متحرکی است که در آبهای شیرین مثل آبگیر ، حوض ، استخر و دریاچه زندگی میکند. تال هنگام مشاهده با میکروسکوپ ، تخم مرغی شکل ، دارای دو تاژک در ناحیه سر ، یک کلروپلاست فنجانی شکل که حاوی پیرنوئید و لکه چشمی میباشد. کلامیدوموناس را میتوان منشا جلبکهای سبز دانست. از اجتماع آنها کلونیهای مختلف بوجود میآیند. از تقسیمات یاخته کلامیدوناموس و جلبک ریسهای ساده یا اولوتریکس حاصل میشود.
اولوتریکس
از جلبکهای سبز یا تال ریسهای ساده است که معمولا در آبهای شیرین متصل به سنگها و اجسام جامد درون آب یافت میشود. یاختههای ریسه ، چهار گوش بوده و در یک ردیف قرار گرفتهاند. یاخته راسی یا انتهایی گنبدی شکل است. یاخته پایه بیرنگ و فاقد کلروپلاست. کلروپلاست به شکل زین اسب است و در داخل کلروپلاست اجسام کروی شکل یا پیرنوئید قابل رویتاند.
تولید مثل بیشتر در اثر قطعه قطعه شدن ریسه توسط جریان آب و یا عوامل خارجی صورت میگیرد. انواع هاگها ، از جمله زوئوسپور و آپلانوسپور بوجود میآید. منشا اولوتریکس را جلبک تک یاختهای کلامیدوناموس میدانند تولید مثل جنسی درپایان فصل رشد و هنگام نامساعد شدن شرایط محیطی صورت میگیرد. تولید مثل جنسی به صورت ایزوگامی و چرخه زندگی در جلبک اولوتریکس از نوع هاپلانتیک است.
اولوا
جلبکی دریایی است که بر روی سنگها و صخرههای ساحل میروید و به کاهوی دریایی نیز معروف است. جلبک اولوا به دو صورت گامتوفیت و اسپوروفیت وجود دارد. هر دو تال از نظر شکل ظاهری و اندازه بسیار به هم شبیهاند و تنها تفاوت آنها در تعداد کروموزومها است. این دو گیاه (گامتوفیت و اسپوروفیت) در طول زندگی خود بطور متناوب تکرار میشوند. به همین علت چرخه زندگی اولوا را تناوب نسلهای مشابه میگویند.
کلادوفورا
از جلبکهای واجد تال ریسهای منشعب است که در آبهای جاری به فراوانی دیده میشود. سلولهای تشکیل دهنده ریسه دراز و استوانهای شکل و دارای کلروپلاست مشبک همراه با تعداد زیادی پیرنوئید هستند. هر یاخته دارای تعدادی هسته است تولید مثل از طریق قطعه قطعه شدن ریسه و تولید اکینت و توسط زوئوسپوراست. تولید مثل جنسی ایزوگامی است و چرخه زندگی از نوع ایزومورفیک همراه با تناوب نسلهای مشابه است.
ادوگونیوم
از جلبکهای آب شیرین است و به علت دارا بودن اندامهای جنسی آنتریدیوم (آنتریدی) و اوئوگونیوم (اوئوگون) از دیگر جلبکهای ریسهای کاملا متمایز است.
اسپیروژیر
از انواع جلبکهای سبز ریسهای است که در طبیعت به فراوانی وجود دارد و شناسایی آن به علت داشتن کلروپلاست مارپیچی به آسانی صورت میگیرد. و نوع تولید مثل جنسی آن از نوع الحاقی یا همیوغی است از ویژگیهای مهم این جلبک نداشتن یاختههای متحرک ، اعم از زئوسپور و گامت است
دعوت به همكاري
درود
اين وبلاگ وبلاگ گروه تحقيقاتي حكيم بو علي سينا است كه با همكاري دبير ارجمند زيست شناسي جناب آقاي نبوي و گروهي از دانش آموزان شهرستان كاشمر(كه نامهايشان در آخر این مطلب قيد شده است) تشكيل شده است.
شما نيز مي توانيد يكي از نويسندگان اين وبلاگ باشيد و با نام خود پستي را در اين وبلاگ قرار دهيد؛ براي اين كار كافي است شما مقاله ، نرم افزار، عكس، فيلم و...خود را با ذكر نام خود به ايميل asho.sooshians@gmail.com ارسال نماييد تا با نام شما در وبلاگ قرار داده شود.لازم به ذكر است كه كليه ي نظرات مربوط به پست شما براي شما ارسال خواهد شد.
اگر شما نيز يكي از دبيران محترم زيست شناسي هستيد از شما نيز دعوت به همكاري مي شود، شما هم يكي از حاميان ما شويد.
ما صميمانه دستي را كه براي همكاري به سوي ما دراز شده است مي فشريم.
نام اعضاي گروه حكيم بو علي سينا تا كنون
1-دبير ارجمند زيست شناسي جناب آقاي نبوي (حامي اين وبلاگ)
2-آقاي مصطفي معمارزاده (مدير وبلاگ)
3-آقاي سيد مجتبي شهري (مدير وبلاگ)
4-آقاي مصطفي دلاوري(نويسنده)
به اميد ايراني سر بلند
گروه تحقيقاتي حكيم بو علي سينا
ادامه مطلب
درود
با توجه به پیشرفت سریع کشورمان و شعار عدالت محوری در این راستا قابل توجه تمامی دانش ژآموزان شهرستانی است(البته به جز نو گلی های تهرانی که گویا خونشان رنگین تر است یا از نژادی برتر هستند) که کتابی که دست من و شماست چاپ ۱۳۸۵ می باشد و کتاب در دست نو گلی های ژآینده ساز کشور چاپ ۱۳۸۶ می باشد با توجه به سال چاپ تغییراتی در این کتاب ایجاد شده است که در کتاب چاپ ۱۳۸۶ این تغییرات درج شده است ولی با توجه به اینکه کتاب های سال گذشته بر روی دست |آموزش وپرورش گرامی باد کرده بود به ما شهرستانی ها کتاب قدیم را دادند و در پایان سال چند صفحه ای به دیگر شهر ها فرستادند که (هه هه ...
) کتاب شما قدیمی است و سر کارید اگر می خواهید رتبه ای در کنکور بیاورید این تغییرات را بخوانید ولی نو گلی ها....
برای دانلود این تغییرات بر روی ادامه ی مطلب کلیک نمایید.
لطفا برای دانلود ابتدا کلید shift را نگه داشته و سپس برروی ادامه مطلب کلیک نمایید.
با تشکر
گروه تحقیقاتی حکیم بوعلی سینا
ادامه مطلب
با توجه به نزدیکی به امتحانات پایان ترم تحصیلی و به خصوص امتحان زیست نمونه سوالاتی را که دبیر ارجمند و حامی این وبلاگ جناب آقای نبوی تهیه نموده اند در ادامه مطلب قرار داده ایم.
لازم به یادآوری است که در سال های ۱۳۸۴و۱۳۸۵ و۱۳۸۶ امتحان زیست هماهنگ کشوری نبوده است و کتاب در سال ۱۳۸۳ تغییر نموده است.
لطفا برای دیدن این عکس ها ابتدا کلید shift را نگه داشته و سپس برروی ادامه مطلب کلیک نمایید.
با تشکر
گروه تحقیقاتی حیکم بوعلی سینا
ادامه مطلب
درود
در این پست شکافتن جمجه در گذشته و عوار بعد از آن در ادامه ی مطلب شرح داده شده است.در این پست علاوه بر خود مطلب و عکسهای آن تصاویر مستندی از یک عمل جراحی جمجه نیز می باشد که با کلیک بر روی لینک آن در داخل مطلب می توانید آن را دانلود کنید.
لطفا ابتدا کلید shift را نگه داشته سپس بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید.
امیدواریم از این مطلب لذت کافی راببرید
گروه تحقیقاتی حکیم بو علی سینا
ادامه مطلب
مقدمه
قارچها موجوداتی هتروتروف بوده، فاقد ریشه ، ساقه و برگ هستند و در یکی از پنج سلسله موجودات زنده قرار داده شدهاند. این موجودات به علت فقدان کلروفیل (سبزینه) قادر به سنتز مواد آلی نیستند و در نتیجه ناگزیرند به صورت ساپروفیت بر روی مواد آلی مرده گیاهی و جانوری و یا به صورت انگل بر روی یاختههای زنده و یا داخل آنها زیست کنند. نوع دیگر زندگی همزیستی قارچها با دیگر موجودات است که در میکوریزا و گلسنگها دیده میشود. |
ساختار قارچ
ساختار اغلب قارچها از رشتهها و یا ریسههای نخی شکل به نام هیف تشکیل شده است. در قارچهای پست ، ریسهها یا هیفها فاقد دیواره عرضی هستند. انشعابات هیفها یا ریسهها شبکهای به نام میسیلیوم را بوجود میآورند. شبکه میسیلیوم را میتوان به صورت کپک بر روی مواد آلی مختلف مشاهده کرد. آنزیمهایی که توسط قارچهای مختلف بوجود میآیند میتوانند انواع مواد آلی را تجزیه کرده و به مواد سادهتری مبدل کنند. قارچها از لحاظ ساختار یاختهای جزء یوکاریوتها هستند در اطراف هسته و دیگر اجزای یاخته غشای دو لایه وجود دارد. در اطراف یاخته ، دیواره یاختهای حاوی کیتین قرار میگیرند.تولید مثل در قارچها
اکثر قارچها به دو طریق جنسی و غیر جنسی تکثیر مییابند. در قارچهای تک یاختهای ، تولید مثل غیر جنسی به روش تقسیم دوتایی و جوانه زدن انجام میگیرد و قارچهای پر یاختهای غیر از قطعه قطعه شدن ریسه یا هیف ، انواع هاگهایی از قبیل اسپورانژیوسپور (زئوسپور و آپلانسپور) گویند یا ، جنسی حاصل میشود. این نوع تولید مثل در قارچها به پنج روش صورت میگیرد.روش ترکیب گامتهای متحرک ویژه قارچهای پست است. قارچهای پست ، یا خود تک یاختهای و متحرکاند و یا یاختههای متحرک تولید میکنند. تماس گامتانژیایی ، آمیزش گامتانژیایی ، اسپرمزایی و تولید مثل جنسی توسط یاختههای رویشی از انواع دیگر روشهای تولید مثل جنسی در قارچها بشمار میروند.
تقسیم بندی قارچها
سلسله قارچها را به دو شاخه ، قارچهای حقیقی و قارچهای کاذب ، تقسیم کردهاند قارچهای حقیقی خود به پنج زیر شاخه تقسیم میشوند که عبارتند از:زیر شاخه ماستیگو مایکوتینا
یا قارچهای زئوسپوری که ممکن است ساختار آنها و یا هاگهایی که تولید میکنند متحرک و دارای تاژک باشند. نوع تاژک ومحل قرار گرفتن آن در این قارچها از نظر رده بندی مهم است قارچهای این زیر شاخه از نظر نوع ساختار و تولید مثل جزء پستترین قارچها بشمار میآیند. اشکال ابتدایی این قارچها فاقد ریسه یا هیف بوده و ساختار تک یاختهای دارند که در واقع بخشی رویشی و نیز زایشی قارچ بشمار میآید. سپس ساختار آنها اندکی پیشرفتهتر شده، بخش رویشی و زایشی از یکدیگر مجزا میشوند.در قارچهای تکامل یافتهتر این گروه ، ساختار ریسه یا هیف بوجود میآید. ریسه یا هیف آنها فاقد دیواره عرضی است. تولید مثل جنسی در این گروه نیز روند تکاملی را طی میکند و از ایزوگامی به آنیزوگامی و سپس ائوگامی میرسد. تعدادی نیز گامتهای غیر متحرک دارند و به روش تماس گامتانژیایی تولید مثل جنسی انجام میدهند که این قارچها تکامل یافتهتر از دیگر قارچهای این گروه هستند. این گروه از قارچها به صورت ساپروفیت بر روی بقایای مواد آلی یا به صورت انگل داخلی و خارجی بر روی یاخته میزبان زیست میکنند.
زیر شاخه زیگومایکوتینا
قارچهای این گروه نیز جزء قارچهای پست بشمار میآیند و ریسه یا هیف آنها فاقد دیوارههای عرضی (سپتا) است. تولید مثل غیر جنسی توسط هاگهای غیر متحرکی انجام میشود که معمولا در کیسهای به نام اسپورانژیوم بوجود میآیند. تولید مثل جنسی توسط آمیزش دو گامتانژ صورت میگیرد. کیسهای به نام اسپورانژیوم بوجود میآیند. در این حالت اندامهای جنسی دیده نمیشوند. هیف یا ریسههای رویشی ، گامتانژ را بوجود میآورند. این قارچها اغلب خاکزی هستند و غیر از خاک بر روی مواد قندی مانند نان و مربا و غیره زیست میکنند.زیر شاخه آسکومایکوتینا
این گروه به علت داشتن ریسه یا هیف دیوارههای عرضی (سپتا) هستند این قارچها جزء قارچهای عالی بشمار میآیند. در نتیجه تولید مثل جنسی ، هاگهایی به نام آسکوسپور در درون کیسههایی به نام آسک تولید میکنند. کیسههای آسک حاوی آسکوسپورها ، اغلب توسط پوششی به نام آسکوکارپ احاطه میشوند. آسکوکارپها به شکلهای مختلف بسته ، نیمه باز و باز وجود دارند.رده بندی این گروه بر اساس نوع آسکوکارپ صورت میگیرد. مخمرها یا بوزکها فاقد آسکوکارپند. در این قارچها تولید مثل غیر جنسی اغلب توسط هاگهایی به نام کونیدیا انجام میشود که بر روی هیفی موسوم به کونیدیوفور قرار میگیرند ولی مخمرها یا بوزکها که ساختار تک یاختهای دارند به روش تقسیم دوتایی و یا جوانه زدن تولید مثل غیر جنسی انجام میدهند.
زیر شاخه با زیدیومایکوتینا
تکامل یافتهترین قارچها در این شاخه قرار میگیرند. هیفها یا ریسهها دارای دیوارههای عرضی هستند. در یاختههای هیف یک یا دو هسته وجود دارد. تولید مثل جنسی به صورت رویشی انجام میگیرد در نتیجه آن هاگهایی به نام بازیدیوسپور تولید میشوند که بر روی بازیدیوم قرار میگیرند. هنگام رویش بازیدوسپور ، ریسه یا هیف تک هستهای حاصل میشود و از ترکیب دو ریسه یا هیف تک هستهای مخالف ، ریسه یا هیفی دو هستهای بوجود میآید.هنگام تولید مثل جنسی ، دو هسته مخالف با یکدیگر ترکیب شده، هسته دیپلوئیدی را تشکیل میدهند که با تقسیم میوز چهار هسته هاپلویید و در نتیجه چهار بازیدسپور را بوجود میآورد. در قارچهای چتری ، بازیدیوسپورها بر روی تیغههای شعاعی به نام گیل قرار دارند. در قارچهای منفذدار یا سوراخدار ، بازیدیوسپورها در اطراف منافذ یا سوراخها قرار میگیرند ولی در قارچهای توپ پفکی ، بازیدیوسپورها در داخل بازیدیوکارپ بسته قرار دارند.
|
زیر شاخه دوترومایکوتینا
این گروه به قارچهای ناقص نیز معروفند زیرا در چرخه آنها تولید مثل جنسی دیده نمیشود و تنها روش تکثیر آنها تولید مثل غیر جنسی است. این قارچها اکثرا بر حسب اندازه ، شکل رنگ و ویژگیهای موجود در کونید یا حاصل از تولید مثل غیر جنسی آنها شناسایی و طبقه بندی میشوند. در طبیعت این قارچها پراکندگی فراوان دارند و باعث ایجاد بیماری در گیاهان ایجاد میشوند.میکوریزا
ساختاری که در نتیجه برقراری ارتباط بین قارچها و ریشه گیاهان ایجاد میشود میکوریزا میگویند. در این ساختار به علت وجود آنزیمهایی در ریسه یا هیف این قارچها قابلیت حلالیت و جذب مواد به مراتب بیش از ریشه گیاهان است. دو نوع میکروریزا وجود دارد.میکرریزا خارجی
میکوریزای خارجی که ویژه درختان است یا هیف قارچهای ماکروسکوپی از قبیل قارچهای چتری ، توپ پفکی ، در اطراف ریشه آنها غلاف ضخیمی ایجاد میکنند.میکوریزای داخلی
در اغلب گیاهان دیده میشود در این نوع میکوریزا هیفها یا ریسههای قارچهای میکروسکوپی موجود در خاک به درون یاختههای ریشه گیاهان وارد میشوند.
منبع : دانشنامه رشد
با توجه به اینکه شما وظیفه تان مبنی بر قرار دادن پست به طور متوالی در این وبلاگ را به طور صحیح انجام نداده اید با توافق اعضای گروه تحقیقاتی حکیم بو علی سینا تصمیم به حذف شما از گروه و صلب مدیریت شما گرفته شد.
مفاهیم کلی
فرایندهای رفتاری همانند سایر خصوصیات و فعالیتهای جاندار در اصل تحت کنترل ژنتیکی قرار دارند. بنابراین نوع رفتاری که یک جاندار از خود بروز میدهد، اجباری است و لااقل تا حدی توسط اطلاعات ژنتیکی که به ارث برده تعیین میشود. مثلا مردم تا حدی از آنرو میتوانند باهم صحبت کنند که ژنهای لازم برای رشد ماهیچهها و سایر اجزای دهان و حلق را که برای حرف زدن لازمند به ارث بردهاند.اما جنبههای ویژهای از رفتار ، بر تجربه استوارند و مکانیسمهای غیر ژنتیکی آنها را در کنترل دارند. در عین حال ، با آنکه عوامل ارثی و آموخته شده در هر گونه نقش دارند، تاثیر نسبت این دو گروه ، بر روی رفتارهای مختلف فرق میکند. این تاثیر نسبی ، معمولا از روی میزان تعدیل پذیری یک فرایند رفتاری ، سنجیده میشود. بر این اساس سه نوع رفتار عمومی با نامهای واکنشی ، فعال و شناختی داریم.
رفتار واکنشی
رفتار واکنشی شامل همه فعالیتهایی است که بیشتر خود به خودی و تقلید نشده باشند. این گروه فعالیتها نماینده ابتداییترین ترازهای رفتاری هستند. رفتارهای واکنشی بطور کلی بروز شدهاند و به محض آنکه جاندار مراحل رشد جنینی خود را به پایان میرساند، به صورت نسبتا ثابت و یا همه یا هیچ جلوه میکنند. از جمله این رفتارها کینزها ، تاکتیسم و تروپیسم را میتوان نام برد. مثلا حرکت پارامسی با تغییر زاویه به صوت ثابت در هنگام برخورد با یک مانع صورت میگیرد. نمونهای از کنیز میباشد. در تاکتیسم ، نور گریزی سوسریها و در تروپیسم ، جهت رشد ساقه در حضور نور به طرف بالا.رفتار فعال
در گروه رفتارهای فعال ، وراثت تواناییهای ویژهای را به جاندار میبخشد. اما تحقق این تواناییها تا حدود زیادی به یادگیری و تاثیر جهت دهندگی محیط وابسته است. بنابراین ، جانداری که رفتار واکنشی از خود نشان میدهد قابل مقایسه با ربات بوده، اما جانداری که رفتار فعال دارد، ابتدا محرک را ارزیابی میکند و بعد پاسخ مناسب میدهد. این شکل از رفتار ، نیازمند دستگاه عصبی نسبتا پیشرفتهای است.بنابراین در جانوران عالی و بویژه در مهرهداران بروز میکند. از جمله این رفتارها ، جستجوی غذا و استفاده از آن ، آراستن و پاکیزه کردن خود ، ارتباط با دیگران ، جفتگیری ، دفاع و حمله ، زندگی و خانواده و اجتماعی شدن را میتوان نام برد. برخی از اینها تا حد زیادی آموخته شدهاند برخی دیگر اساسا از طریق ارثی برنامهریزی شدهاند مثل بلعیدن غذا.
رفتار شناختی
پیشرفتهترین صورت رفتارها را فعالیتهای شناختی تشکیل میدهند. در این تواناییهای رفتاری ، ژنها فقط زمینهای بسیار عمومی و وسیع را فراهم میآورند و کاربرد عملی آن تواناییها ، وابستگی بسیار به عوامل خارجی دارد. جانور در این مورد نه تنها فعالانه در برابر محرک پاسخ میدهد، بلکه میتواند راههای تازهای برای چگونه پاسخ دادن را بجوید یا آنکه فعالیتهای خود را ابداع کند. از جمله این نوع رفتارها ، نوع اکتشافی را میتوان نام برد که طی آن جانور خود را با اوضاع محیط تازه وفق میدهد.اشیا ناآشنا از طریق بینایی ، بویایی یا لمس کردن مورد بازرسی قرار میگیرند. معمولا در ابتدا به سرعت عقب نشینی میکند. بعد عملیات بازرسی مکرری صورت میگیرد، که فواصل میان آنها تدریجا زیاد میشود. هر چه شی پیچیدهتر باشد، اعمال اکتشافی نیز زیادترند. نوع دیگر بازی است که بخصوص در بین پستانداران عمومیت دارد، اما در سایر مهرهداران هم مشاهده میشود. این نوع پیچیدهتر از اکتشافی است و اثر آموزشی در رفتارهای حمله و دفاع ، جفتگیری و مقابله با تعارضهای اجتماعی بعدی دارد.
آموختن و حافظه
از آنجا که به هر حال همه رفتارها تا حدی تحت تاثیر تجریبات گذشتهاند، بسیاری از دانشمندان میکوشند تا مبانی عصبی و شیمیایی حافظه را معین کنند. اگر مکانیسمهای عامل این ذخیره سازی اطلاعات کشف شوند، میتوان یادگیری را در بسیاری از جانوران از جمله آدمی بهبود بخشید یا تحت کنترل گرفت. تحقیق درباره اساس سلولی و شیمیایی کنش مغز در طول سالیان اخیر به پردازش ما درباره چندین نوع از رفتارهای طبیعی افراد ، افزوده است.بعضی از این قبیل یافتهها حتی در معالجه انواعی از بیماریهای وابسته به مغز موثر بودهاند. بیشتر این نتایج مستقیما از این جا منشا میگیرد که داروهای ویژهای با تاثیر گذاردن بر ناقلهای عصبی موجود در مغز ، بعضی از انواع رفتارهای غیر طبیعی انسان را از بین میبرند. مثلا بسیاری از داروهایی که برای رهایی از افسردگی تجویز میشوند در گروههای ویژهای از سیناپسهای مغزی ، بر مقدار نور اپینفرین اثر کرده و آنرا افزایش میدهند.
ساعتهای بیولوژیکی
بیشتر رفتارهای همه جانداران دارای نظمهای دورهای است و اغلب این رفتارهای دورهای با بعضی از چرخهای محیط فیزیکی همزمان شدهاند. مثلا رفتارهای زیادی در گیاهان و جانوران وجود دارند که دوره تناوب آنها 24 ساعت است و به چرخه شب و روز و تغییرات وابسته به دما مربوطند. بیشتر جانداران منطقه ساحلی رفتارهای متناوبی از خود ظاهر میسازند که با چرخه جزر و مد هماهنگ است.جهت یابی
مثل ساعتهای بیولوژیکی که جاندار خود را در موقعیت زمانی خاص قرار میدهد، مکانیسمهای رفتارهای دیگری هم وجود دارند که جاندار در موقعیت مکانی مناسب قرار میدهد. اساسیترین رفتارهای موثر در جهت یابی کینزها ، تاکتسیم و تروپسیم میباشند. مثلا کینزها و تاکتیسمها با فعالیتهای حرکتی توامند که سبب میشوند جانداران که به مناسبترین صورت در زیستگاه خود توزیع شوند. تروپیسمها میتوانند جانداران غر متحرک را در موقعیتهای مناسبی نسبت به محیط اطراف خود قرار دهند. یکی از راهنمایان خوب جهت یابی ، تنظیم موقعیت خود نسبت به خورشید است که جاندار بر اساس محل و یا تغییر مکان ظاهری خورشید در آسمان ، مسیر خود را اصلاح میکند.الگوهای سازمان اجتماعی
در تمام جانوران اجتماعی ، اعضای یک گروه متقابلا بهم وابستهاند اما هر کدام در کار ویژهای تخصص یافته است. همکاری بین اعضای یک گروه ، توسط یک یا چند شکل ارتباط ریست شناختی ، یعنی فعالیتهای فردی برقرار میشود که رفتار سایر جانداران را به شکلی سازگار کننده تغییر میدهد. ارتباط بین جانداران ، از طریق علامات گوناگونی برقرار میشود که شامل فرومونها و سایر مواد شیمیایی ، صداها ، نور افشانی ، تغییر رنگ و دادن حالات مختلف به بدن است.جوامع حشرات
در این مورد میتوان به رفتار تولید مثلی زنبور عسل اشاره کرد که در بین سایر حشرات نیز مشابه همین دیده میشود. زمانی که که جمعیت کندو زیاده از حد شد، ملکه ، چند زنبور نر و چند هزار کارگر از کلونی جدا شده و به منطقه دیگری رفته تا کندویی تازه درست کنند. در کندوی قبلی هم ، کارگرها، چند تخم ملکه را پرورش داده و نخستین ملکه بیرون آمده، فورا ملکههای دیگر را نیش میزد و آنها را از پا درمیآورد. ملکه جوان و بیرقیب ، به زودی با یکی از نرها درمیآمیزد.در این هنگام بارها به ارتفاعات زیاد هوا میروند و در آنجا میلیونها اسپرم دریافت کند. این اسپرمهای دریافت شده، تا آخر تخمگذاری ملکه ، باقی میمانند. در ملکه پیری که اسپرمهایش تمام شده، تخمهای بارور نشده، زنبور نر و نوع بارور شده هم ، به ملکه یا کارگر تبدیل میشود که این بستگی به نوع تغذیه آنها دارد. اگر از غذای معمولی استفاده کنند، کارگر و اگر از ژله سلطنتی استفاده کنند به ملکه تبدیل میشوند.
جوامع مهرهداران
رفتار پرخاشگری ، رفتاری است که طی آن یک فرد عضویت خود را بر گروه تحمیل میکند و سهم جا ، غذا و جفت ویژه خود را تعیین میکند. وسایل تجاوز نیز شامل تهدید و اقدام به نبردهای واقعی است. تظاهر به پرخاشجویی از الگوهای کمابیش استاندارد شدهای تبعیت میکند از طریق هشدار دادن، لاف زدن یا ترساندن دشمن بالقوه ، جلوی پیکار واقعی را میگیرد. در بسیاری از موارد ، این نمایشها حتی در برابر اعضای سایر گونهها هم موثر واقع میشوند. مثلا نمایش دادن وسایل دفاعی ، نگاهی خیره که مستقیما متوجه رقیب است، به انقباض درآوردن ماهیچهها ، حرکتی محتاطانه و آرام که در بعضی موارد با غرش توام است و یا بزرگتر جلوه دادن بدن یا بلند کردن پرها یا موها ، همه در بین مهرهداران به عنوان نشانههای تهدید تلقی میشوند.مهرهداران کمتر تا سر حد مرگ باهم میجنگند. اگر تبادل حرکات تهدید آمیز و تهاجمی برتری یکی رقیبان را نشان ندهد، با آغاز جنگ معمولا چنین برتری فورا آشکار خواهد شد. در این صورت پیکار تمام میشود و در بیشتر موارد به محض آنکه یکی از دو طرف زخمی شود پیکار تمام میشود. هدف از جنگ جانوران ، نابود کردن رقیب نیست بلکه از میان بردن خطری است که از وجود آن ناشی میشود و در این میان باید حداقل ضرر به حریف وارد آید و خودش نیز کوشش چندانی نکند.
مصطفی دلاوری
موجودات زیراكسی
دوقلوها پدیده ای بسیار عادی، ولی پیچیده در طبیعت هستند؛ دو نفر دقیقا شبیه به هم كه به راحتی از سوی جامعه پذیرفته می شوند. حالا تصور كنید به جای دو نفر، ۲ هزار نفر آدم شبیه به هم در یك جامعه وجود داشته باشند، آن موقع چطور این تعداد انسان مشابه را تحمل می كنید. علم شبیه سازی، علمی است كه ظرفیت چنین كاری را دارد و اگر صاحبان قدرت از آن در راستای اهداف بعید استفاده كنند، می توانند روزی ۱۰ هزار نسخه از یك نفر را تولید كرده و آنها را از یك تا ۱۰هزار نامگذاری كنند. فاجعه است، اما دست یافتنی، از این رو آشنایی با شبیه سازی چندان هم بی مورد به نظر نمی رسد.
شبیه سازی یا همان كلونینگ، بزرگ ترین اتفاق علمی دهه ۹۰ میلادی به شمار می رود كه به لطف فیلم ژوراسیك پارك با اقبال عمومی هم مواجه شد. پس از آن، انتظارات مردم از این شاخه علم ژنتیك بی هیچ پشتوانه ای بدون دلیل بالا رفت. مردم دیدند كه در فیلم ژوراسیك پارك، دانشمندان با استفاده از Dna مگس هایی كه میلیون ها سال پیش دایناسورها را نیش زده بودند، دوباره دایناسورها را شبیه سازی كردند. این سوژه سینمایی باوری را برای مردم به وجود آورد كه حالا كه دایناسورهای میلیون ها سال پیش، از طریق Dna حشرات بازسازی شده اند، بازسازی حیوانات و سازه های زیستی كه مثلا ۳۰ سال پیش منقرض شده اند، مثل آب خوردن است. دالی گوسفنده ، گوسفند شبیه سازی هم مزید بر علت شد تا مردم یكباره از دانشمندان ژنتیك بخواهند یك انسان شبیه سازی شده از كلاه جادوگری شان بیرون آورند، اما اكران ژوراسیك پارك، آغاز تاریخ شبیه سازی به شمار نمی رود. آغاز داستان شبیه سازی به اوایل قرن بیستم بازمی گردد؛ جایی كه آدولف ادوارد دریش، تخم یك جانور دریایی را به دو تكه جداگانه تقسیم كرد و آنها را جداگانه رشد داد. در آن زمان خود آدولف هم نمی دانست كه این عمل او پایه گذار علم شبیه سازی است. پس از او اتفاقات بسیار زیاد و مهمی در این زمینه اتفاق افتاد كه مهمترین آنها كه باعث ایجاد جهش بزرگی در شبیه سازی شد، شبیه سازی دالی گوسفنده در اسكاتلند بود. شبیه سازی چیست؟ شبیه سازی به بیان مختصر، خلق یك ارگان زیستی است كه دقیقا كپی ژنتیك ارگان دیگری باشد. این بدان معناست كه كوچكترین ساختارهای ژنتیك دو ارگان باید دقیقا مشابه هم باشند. برای این منظور در حال حاضر دو روش درجهان وجود دارد: ۱ جفت سازی مصنوعی جنینی: این روش از لحاظ فنی در سطح پایینی قرار دارد. همان طور كه از اسم آن برمی آید، این فن آوری در واقع تقلیدی از روش طبیعی تولید جفت های شناسایی است. این كار در طبیعت در سلول تخم اتفاق می افتد و در نهایت دو ساختار زیستی كه از لحاظ ساختار ژنتیك كاملا مشابه هستند، پدید می آید. جفت سازی مصنوعی جنینی هم درواقع انجام همین كار در بیرون از بدن مادر و در آزمایشگاه است. ۲ - انتقال هسته سلول: انتقال هسته سلول، شیوه متفاوتی نسبت به جفت سازی مصنوعی جنینی است، اما با این حال نتیجه هم در این روش یكی است؛ كلون یا كپی ژنتیك دقیق از یك سلول. این روش همان روشی است كه با آن دالی گوسفنده خلق شد. روش خلق دالی به این صورت بود: دانشمندان ابتدا یك سلول از یك گوسفند ماده را ایزوله كردند. سپس هسته آن را به سلولی كه هسته آن قبلا از آن جدا شده بود، منتقل كردند. پس از انجام یكسری واكنش شیمیایی، این هسته توسط سلول پذیرفته شد و بعدا مراحل طبیعی تولید جنین در آن آغاز شد. خلق دالی در علم ژنتیك نقطه عطفی به شمار می رود، چون دالی اولین پستانداری به شمار می رود كه بیرون از شكم مادر مراحل رشد جنینی را سپری كرده است. چرا شبیه سازی می كنیم؟ از چند سال پیش دانشمندان با پشتوانه محكم علمی اعلام می كنند ما در آینده هرچیز را كه بخواهیم شبیه سازی می كنیم، از قورباغه گرفته تا میمون و از میمون گرفته احتمالا انسان در آینده ای نه چندان نزدیك، اما سئوال مهم آن است كه اصلا چرا باید انسان شبیه سازی كند؟ جواب های غیرعلمی در این مورد بسیار زیاد است، اما دانشمندان چند دلیل برای آن اعلام می كنند كه در اینجا مختصرا به آنها اشاره می كنیم. ۱ شبیه سازی مدل های حیوانی برای مطالعه بیماری ها: بیشتر چیزهایی كه دانشمندان در مورد بیماری های انسانی می دانند حاصل نتایج تحقیقات آنها روی حیوانات آزمایشگاهی مثل موش هاست. در حیوانات آزمایشگاهی پیشرفته، ساختار ژنتیك حیوان موردنظر به گونه ای دستكاری می شود كه بیماری خاص موردنظر دانشمندان در هر مرحله ای كه آنها بخواهند، در بدن حیوان ایجاد شود تا محققان به راحتی روی آنها تحقیق كنند. ۲ - شبیه سازی سلول های بنیادی: سلول های بنیادی، اجزایی هستند كه مسئولیت رشد و نمو انسان در طول زندگی برعهده آنهاست؛ به همین خاطر به صورت گسترده در درمان بیماری های پیشرفته مورد استفاده قرار می گیرند. دانشمندان ژنتیك هم با دستكاری آنها، گام بلندی در درمان بیماری های خاص برداشته اند. ۳ شبیه سازی دارویی غذایی: در حال حاضر بسیاری از مواد كشاورزی و حیوانات مزرعه ای به كمك شبیه سازی ژنتیك طوری رشد می یابند كه پروتئین ها، ویتامین ها و دیگر نیازهای غذایی انسان را در خود داشته باشند و همچنین مواد مضر برای بدن انسان از آنها حذف شود. ۴ كمك به گونه های در حال انقراض: در تئوری، نه تنها می توان این گونه ها را از خطر انقراض نجات داد كه حتی می توان گونه هایی را كه اخیرا منقرض شده اند، بازآفرینی كرد، اما در عمل این امر بسیار غیرممكن به نظر می رسد. برای این منظور دانشمندان باید به یك منبع بدون نقص از Dna گونه موردنظر دسترسی داشته باشند كه اولا این میزان Dna به نظر دست نیافتنی می رسد و تازه اگر هم در دسترس باشد، امید قطعی به حصول نتیجه از آن نمی رود.۵ شبیه سازی انسان: شبیه سازی انسان بیشتر توسط مورد بحث واقع می شود، اما دانشمندان هم چندان آن را غیرمنطقی و دست نیافتنی نمی دانند. از منظر علمی دو دلیل عمده برای این كار عنوان می شود؛ كمك به رفع ناباروری زوجین و بازآفرینی فرزندانی كه به هر دلیل از دست رفته اند. البته هنوز برای قضاوت در مورد حصول نتیجه از شبیه سازی انسانی بسیار زود است. خطرات شبیه سازی خطرات شبیه سازی بسیار زیاد هستند. اولین مورد، تهدید ساختار اخلاقی جوامع بشری است كه در جوامع مختلف مخالفت های اخلاقی بسیار زیادی را در پی داشته است، علاوه بر آنكه بیشتر به علوم انسانی مربوط می شود تا علوم ژنتیك، از منظر علمی هم ایرادات زیادی برای این مسئله وارد است. درصد پایین موفقیت یكی از آنهاست، به گونه ای كه تا به حال در تمامی موارد شبیه سازی، درصد موفقیت بین یك دهم تا ۳ درصد بوده است؛ یعنی از هر یكهزار شبیه سازی، یك تا ۳۰ مورد موفقیت آمیز بوده اند. از ایرادات وارده دیگر، عواقب بعدی آن است. حیوانات شبیه سازی شده غالبا غیرطبیعی هستند (مثلا ارگان های بزرگتری نسبت به نمونه های طبیعی دارند) و سریعا می میرند. مشكل دیگر الگوی پخش غیرمعمول ژنتیك است كه باعث تغییر رفتار ژنتیك حیوان یا گونه شبیه سازی شده و عملا كارایی آن را به صفر می رساند.باید توجه كرد همه چیزهایی كه در مورد شبیه سازی گفته شد، در مورد علمی است كه به رغم تاریخ نسبتا طولانی، هنوز از ظرفیت های بالای خود استفاده خاصی نبرده است و شاید در آینده جامعه ای بدوی و رشد نیافته باشد كه در آن شبیه سازی به صورت روزمره انجام نمی شود.
علم یا جادو شبیه سازی پیش از آنكه توسط دانشمندان ژنتیك مورد بحث قرار گیرد، در رسانه به صورت مقطعی تبدیل به سوژه می شود. اینكه چرا این شاخه پیچیده دانش بشری با چنین اقبالی مواجه شده است جای بحث زیادی دارد. مسئله مهم در اینجا این است كه دانش بسیار پیشرفته تر از باور عمومی رشد كرده است، اما دانشمندان جادوگر نیستند كه هرآنچه كه مردم می خواهند با یك تردستی انجام دهند. به بیان ساده تر علم پیشرفته است، اما نه تا آن حد كه فیلم های تخیلی نشان می دهند.
كژفهمیهای شبیهسازی انسان
این مقاله رابطه میان شبیهسازی و شخصیت را بررسی میكند. دو مسئله مهم در این زمینه عبارتاند از: آیا شخصیت قابل استنتاخ است؟ و آیا كلون یك شخص جنایتكار هم یك جانی خواهد بود؟ مقاله در پایان به این نتیجه دست مییابد كه با كلونینگ نمیتوان عین فرد اصل را ایجاد نمود.
شبیهسازی مسئلهای مناقشهبرانگیز در علم و دین بوده است. این مقاله رابطهٔ میان شبیهسازی و شخصیت را بررسی میكند. دو مسئله مهم در این زمینه عبارتاند از: آیا شخصیت قابل استنتاخ است؟ و آیا كلون یك شخص جنایتكار هم یك جانی خواهد بود؟ مقاله در پایان به این نتیجه دست مییابد كه با كلونینگ نمیتوان عین فرد اصل را ایجاد نمود. واژگان كلیدی: شبیهسازی، شخصیت، توارث تكژنی، توارث چندژنی. شبیهسازی (Cloning) یكی از بحثبرانگیزترین مباحثی است كه نه تنها در دنیای علم بلكه در بین تمام اقشار جامعه مطرح میباشد. این دانش با تمام یافتههای تاكنون بشری متفاوت میباشد و اگر كوچكترین سهلانگاری در شناخت همه جانبه و كاربرد آن صورت گیرد، عواقب بسیار خطرناكی میتواند برای بشریت به دنبال داشته باشد. آدمی هم اكنون موقعیتی خطیر را تجربه میكند در پیش روی او چشمانداز قریبالوقوع شبیهسازی انسان ترسیم شده است. تحقق این شاهكار خارقالعاده حامل مخاطرات و تهدیدهایی برای حیات آدمی و طبیعت است و شاید نخستین باری است كه آدمی در مسیر تعیین سرنوشت خود قدم برمیدارد. هم اینك محققان و دانشمندان، نخستین آزمایشهای خود را در اینباره انجام دادهاند و جهان بیصبرانه و مشتاقانه در انتظار تحقق چنین كاری است. اگرچه چنین موضوعی، بسیاری را نگران ساخته، اما حامیان این نوع فناوری (technology) این سؤال را مطرح میكنند كه چه دلیلی برای عدم استفاده از آن وجود دارد؟ و از سوی دیگر، تعدادی از عالمان اخلاق، كم و بیش و به دنبال انزجار برخی از تحقق چنین چشماندازی، مخالفتهایی را نسبت به این موضوع از خود نشان دادهاند.بیشك شبیهسازی انسان با مسائل اساسی و در رأس آن با مسایل مرتبط با ماهیت، شخصیت و ارزش آدمی پیوند خورده است. هیچ رویدادی در طول تاریخ حیات بشر، توان چنین تأثیرگذاریای را بر آینده انسان نداشته است كه دلایل متعددی هم برای این ادعا وجود دارد. (سیاحت غرب/ ش ۱۶/ ص ۱۳۲ـ۱۳۱) با مطرح شدن شبیهسازی بحثهای بسیار مهم و جدی پیرامون آن مطرح گشت كه در برگیرنده مسائلی چون منشأ حیات و چگونگی پیدایش آن، شخصیت و عوامل سازنده آن، فعل خدا و غیره میباشد، در این میان كژ فهمیهای موجود پیرامون شبیهسازی، خود موجب مطرح شدن پرسشهایی دیگر و همچنین نگرانیهایی دربارهٔ آن شده است كه به نظر نگارنده این كژفهمیها متأثر از داستانها، پیشگوییها و فیلمهای تخیلی ساخته شده توسط هالیوود و دیگر سازمانها میباشد. مثلاً فیلم "پسران برزیلی" (The Boys from Brazil) نمایشگر تلاش نئونازیستها برای كلون نمودن هیتلر است كه در نهایت موفق میشوند هیتلر را كلون نمایند تا رایش سوم زنده شود. یا چشمانداز بسیار سیاه آینده توسط پیشگوییهای آلدوس هاكسلی (Aldous Huxley) در كتاب "دنیای نودلار" (Huxley, ۱۹۹۸) (Brave New World) در سال ۱۹۳۲ یعنی هنگامی كه جهان هنوز از وحشیگری و سبعیّت عنانگسیخته جنگ جهانی اول و فقر دهشتناك ناشی از ركود اقتصادی بزرگ گیج و لرزان بود. این كتاب ۶۰۰ سال آینده را مجسم میكند كه فجایع مشابهی از جنگ، رهبران جهانی را متقاعد میسازد كه نظم نوین بنیادینی را بر دنیا تحمیل نمایند. تمام انسانها، حاصل تولید انبوه در كارخانههای عظم جنینیاند و كلون شدهاند تا نظام طبقهای آلفا، بتا، گاما، دلتا و اپسیلون را در انسان به وجود آورند. (كاكو، ۱۳۸۱، ص ۳۶۰ (با تلخیص)) ترسیم نمودن چنین فضاهایی از آینده و القای افكاری خاص موجبات پیدایش كژفهمیهایی درباره شبیهسازی شده است. یكی از كژفهمیها مربوط به مفهوم كلونیگ است كه آن را معادل "عینسازی" قلمداد نمودهاند. از این رو، برخی معتقدند كه با كلونیگ میتوان یك فرد را عیناً با تمام خصوصیات ظاهری و رفتاری ایجاد نمود. بحثهای دیگری چون جاودانه زیستن، زندهنمودن افرادی چون هیتلر، اینشتین، هنرمندان مشهور سینما و غیره پیرامون این پندار نادرست مطرح گردید. مثلاً اندكی پس از تولد دالی (Dolly) در سال ۱۹۹۷، روزنامه گاردین (Guardian) خبری را منتشر نمود كه در آن مردی ادعا نموده بود كه با كلونینگ میتوان به جاودانگی (immortality) دست یافت. چراكه با كلونینگ میتوان فردی ایجاد نمود كه از نظر خصوصیات ژنتیكی و شخصیتی عین فرد اول باشد. پس با این تكنیك میتوان مردگان را بار دیگر به دنیا بازگردانید و در این جهت ما فقط به چند سلول او نیازمندیم. Wynn, ۴)) "الیوت كروك" بیوشیمیست دانشگاه استنفرد میگوید: "با طراحی، بدن باید برای ابد باقی بماند". وودی آلن (Woody Allen) میگوید:"من نمیخواهم از طریق شاهكارهایم باقی بمانم، من میخواهم با نمردن برای ابد زندگی كنم.جیمز واتسون (J. Watson) میگوید: "آیا ما به سوی كنترل حیات رهسپاریم؟ من چنین فكر میكنم.همه ما میدانیم تا چه حد كامل نیستیم. چرا نباید خود را قدری بهتر بسازیم تا زیبنده بقا گردیم؟این است آنچه ما خواهیم كرد. ما خود را قدری بهتر خواهیم كرد". (كاكو، ص ۲۹۹ و ۳۲۹.) بحثهای اینچنینی باعث شده كه عامه مردم نیز تصویری خیالی از شبیهسازی در ذهن خود تصور نمایند، البته از كار ژورنالیستها در این مسیر نبایستی غافل بود كه با مطرح نمودن بحثهای جنجالی خاص خود پیرامون شبیهسازی، بر گرمی این بازار افزودند. دامنه این مباحث حتی به كشور ما نیز كشانده شده است كه در برخی مقالهها كه نوعاً در جوامع غیر علمی به چاپ میرسد بحثهای مشابهی مطرح میشود. در مباحث شبیهسازی آنچه كه بیشتر از همه مطرح است، بحث "عینسازی" است و طرح شدن این بحث بدین جهت است كه عدهای شخصیت را معادل ژن میدانند و بنابراین خواسته یا ناخواسته به جبر ژنتیكی قایل هستند.
انحصارطلبی نوین
انحصارطلبی نوین
امروزه از یك سو، پژوهشگران و محققان بسیاری در سراسر جهان در ارتباط با ژن های انسان و بهره گیری از علم ژنتیك برای مقاصد انسانی همچون تولید داروهای جدید سرگرم تلاش هستند و از سوی دیگر، ثبت حق امتیاز و انحصار كشفیات آنان موجب ظهور موانعی بر سر راه سایر دانشمندان برای انجام پژوهش در حوزه های تحقیقاتی خود می شود.
بی تردید تعجب می كنید اگر بدانید كه انحصار تحقیقات و امتیاز بهره گیری تحقیقاتی و كاربردی از ژن های شما، یكی پس از دیگری در اختیار شركت ها و دانشگاه های مختلف جهان قرار می گیرد و در این میان، آمریكایی ها پیش می تازند. اگرچه مالكیت معنوی و حق امتیاز و انحصار یك كشف یا اختراع در نگاه نخست بدیهی به نظر می رسد، با ظهور افق های جدید در علوم مختلف همچون ژنتیك و مطرح شدن اینگونه حقوق در چنین عرصه هایی، چالش های نوینی نیز در پیش روی جوامع علمی جهان قرار گرفته است. امروزه از یك سو، پژوهشگران و محققان بسیاری در سراسر جهان در ارتباط با ژن های انسان و بهره گیری از علم ژنتیك برای مقاصد انسانی همچون تولید داروهای جدید سرگرم تلاش هستند و از سوی دیگر، ثبت حق امتیاز و انحصار كشفیات آنان موجب ظهور موانعی بر سر راه سایر دانشمندان برای انجام پژوهش در حوزه های تحقیقاتی خود می شود. اینك دو دیدگاه در این زمینه وجود دارد، به طوری كه برخی معتقد به اعطای حق انحصار به پیشتازان و پیشاهنگان علم ژنتیك در ارتباط با كشف ژن های بشر هستند و گروهی نیز اعطای چنین امتیازی را در واقع مانعی جدی بر سر راه تحقیقات آینده و نیز عاملی برای افزایش بسیار زیاد هزینه فعالیت های تحقیقاتی در این عرصه ها می دانند. چندین دهه از كشف ساختار شیمیایی و مولكولی ژن ها می گذرد و در این میان، رشد و توسعه علم ژنتیك مولكولی همچنین آثار و نتایج حاصل از این توسعه، تحولی بس شگرف در زمینه های گوناگون، از علم زیست شناسی و پزشكی گرفته تا بخش های مختلف صنعتی و تولیدات بیوتكنولوژیك به وجود آورده است. بررسی جدیدی كه بتازگی در زمینه انواع تحقیقات ژنتیك روی كروموزوم ها و ژن های انسانی و ن
